محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4121

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « هلاكت سوره براى من آسانتر است » گفت : « پس به او بنويس كه با مردم سمرقند پيش تو آيد كه وقتى تركان بشنوند كه سوره سوى تو مىآيد سوى او روند و با وى نبرد كنند » گويد : پس جنيد به سوره نوشت و دستور داد بيايد . به قولى نوشت : « مرا درياب » گويد : عبادة بن سليل محاربى به سوره گفت : « خنكترين خانه سمرقند را بجوى و در آنجا بخواب كه اگر به روى مهم نيست كه امير بر تو خشم آرد ، يا خشنود شود » حليس بن غالب شيبانى نيز به دو گفت : « تركان ميان تو و جنيد هستند ، اگر برون شوى به تو حمله بردند و از ميانت بردارند » گويد : سوره به جنيد نوشت كه قدرت برون شدن ندارم . جنيد به دو نوشت : « اى پسر زن بوگندو بيا و گر نه شداد بن خالد باهلى را به طرف تو مىفرستم - شداد دشمن سوره بود - بيا و فلان را با پانصد تيرانداز در فرخشاذ واگذار ، همراه آب باش و از آن جدا مشو » گويد : پس سوره مصمم حركت شد و جف بن خالد عبد ى گفت : « با اين رفتن ، خودت را و عربان را و همراهانت را به هلاكت مىدهى » سوره گفت : « تا نروم كارم سامان نمىگيرد . » عباده و حليس گفتند : « اگر به رفتن اصرار دارى راه نهر گير » گفت : « از راه نهر دو روزه به او نمىرسم ، اما از اين طرف ميان من و او يك شب راه است كه صبحگاه به دو مىرسم ، وقتى آن مرد آرام گيرد روان شوم و از نهر بگذرم » گويد : خبر گيران تركان بيامد و به آنها خبر دادند سوره دستور حركت داد ، موسى بن اسود را كه يك از بنى ربيعة بن حنظله بود بر سمرقند جانشين كرد و با